مجتبی علیان:
از پول سیاسی تا قدرت رأی؛ آیا نفوذ آیپک در سیاست آمریکا وارد مرحلهای تازه شده است؟

تحولات انتخاباتی سال ۲۰۲۶ در ایالات متحده بهویژه پیروزی عبدالرحمن السید در انتخابات مقدماتی دموکراتها در میشیگان و پیروزی عایشه وهاب در انتخابات ویژه کالیفرنیا نشانهای از تغییر در یکی از معادلات مهم سیاست داخلی آمریکا است. پول و حمایت سازمانیافته لابیهای طرفدار رژیم صهیونیستی همچنان قدرتمند است، اما دیگر الزاماً به پیروزی نامزد مورد
تحولات انتخاباتی سال ۲۰۲۶ در ایالات متحده بهویژه پیروزی عبدالرحمن السید در انتخابات مقدماتی دموکراتها در میشیگان و پیروزی عایشه وهاب در انتخابات ویژه کالیفرنیا نشانهای از تغییر در یکی از معادلات مهم سیاست داخلی آمریکا است.
پول و حمایت سازمانیافته لابیهای طرفدار رژیم صهیونیستی همچنان قدرتمند است، اما دیگر الزاماً به پیروزی نامزد مورد حمایت آنها منجر نمیشود.
این تحول را نباید صرفاً به قدرت گرفتن نامزدهای مسلمان تقلیل داد. مسئله بزرگتر ظهور یک ائتلاف سیاسی جدید در میان بخشی از دموکراتها، جوانان، ترقیخواهان، فعالان عدالت اجتماعی، اتحادیهها و جنبشهای حامی فلسطین است که توانسته مسئله فلسطین را از یک موضوع صرفاً سیاست خارجی به بخشی از منازعه داخلی آمریکا درباره جنگ، هزینههای عمومی، نابرابری، نفوذ پول در انتخابات و عدالت اجتماعی تبدیل کند.
میشیگان جایی که پول نتوانست نتیجه را تضمین کند
مهمترین نمونه انتخابات مقدماتی سنای میشیگان بود. آیپک و گروههای وابسته به آن بیش از ۳۰ میلیون دلار برای حمایت از هلی استیونز و شکست عبدالرحمن السید هزینه کردند رقمی که بنا بر گزارش آسوشیتدپرس، بزرگترین سرمایهگذاری این شبکه در یک رقابت انتخاباتی منفرد بود. با این حال السید توانست پیروز شود.
اهمیت این اتفاق فقط در پیروزی یک نامزد مسلمان نیست. مسئله مهمتر این است که السید توانست خودِ مداخله مالی آیپک را به موضوع انتخاباتی تبدیل کند.
در واقع راهبرد سنتی لابیهای قدرتمند بر این فرض استوار است که هزینه سنگین تبلیغاتی میتواند تصویر نامزدها را تغییر دهد، رقیب را تضعیف کند و در نهایت رأی را جابهجا کند اما در میشیگان این منطق تا حدی معکوس شد.
طبق گزارش واشنگتنپست هزینه تبلیغات انتخاباتی بهشدت به نفع استیونز بود؛ حدود ۶۴.۷ میلیون دلار در برابر ۷.۴ میلیون دلار برای السید. با وجود این اختلاف عظیم السید پیروز شد.
بنابراین پیام میشیگان این نیست که پول دیگر اهمیتی ندارد چنین نتیجهای اغراقآمیز است. پیام واقعی این است که پول زمانی مؤثر است که رأیدهنده آن را بهعنوان مزیت نامزد ببیند اگر هزینهکرد مالی به نماد نفوذ نخبگان و دخالت بیرونی تبدیل شود ممکن است اثر معکوس ایجاد کند.
مسئله فلسطین از سیاست خارجی به سیاست داخلی تبدیل شده است
تحول مهمتر تغییر جایگاه مسئله فلسطین در سیاست آمریکا است.
در گذشته حمایت از اسرائیل عمدتاً در چارچوب سیاست خارجی، امنیت ملی و روابط آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی مطرح میشد. اما جنگ غزه این چارچوب را تغییر داده است.
برای بخشی از رأیدهندگان آمریکایی سؤال دیگر صرفاً این نیست که آمریکا باید درباره اسرائیل چه سیاستی داشته باشد؟» بلکه این سؤال مطرح میشود چرا دولت آمریکا برای یک جنگ خارجی هزینه میکند، در حالی که شهروند آمریکایی با بحران مسکن، درمان، دستمزد، بدهی و زیرساخت مواجه است؟
همین تغییر قاببندی نقطه اتصال جنبش فلسطین با جنبشهای اقتصادی و اجتماعی داخل آمریکا شده است.
السید نیز دقیقاً از همین نقطه استفاده کرد. او مسئله کمک نظامی به رژیم اشغالگر قدس را در کنار مخالفت با نفوذ پول بزرگ، اصلاح نظام اقتصادی و شعارهای ضدساختار سیاسی قرار داد. واشنگتنپست نیز در بررسی پیروزی او تأکید کرد که پیام اصلی او درباره خارج کردن پول از سیاست با ورود دهها میلیون دلار از سوی گروههای بیرونی عملاً تقویت شد.
این همان نقطهای است که جنبش فلسطین از یک جنبش همبستگی خارجی به بخشی از سیاست اعتراضی داخلی آمریکا تبدیل میشود.
کالیفرنیا؛ شکست دوم یا یک هشدار جدی؟
انتخابات عایشه وهاب در کالیفرنیا اهمیت دیگری دارد. گروههای وابسته به آیپک میلیونها دلار برای حمایت از رقیب او و تبلیغات منفی علیه وهاب هزینه کردند. گزارشها رقم هزینههای مرتبط با این رقابت را حدود ۶.۳ میلیون دلار اعلام کردند. با وجود این وهاب توانست پیروز شود و به نخستین زن مسلمان و افغانتبار در کنگره آمریکا تبدیل شد.
البته اینجا نیز باید از نتیجهگیری شتابزده پرهیز کرد. آیپک در کالیفرنیا توانست فاصله انتخاباتی وهاب را بهشدت کاهش دهد؛ یعنی پول سیاسی هنوز اثر دارد. اما اتفاق مهمتر این است که نتوانست نتیجه نهایی را تغییر دهد.
این مسئله یک هشدار استراتژیک برای شبکههای طرفدار رژیم صهیونیستی ایجاد میکند: ورود مستقیم و پرهزینه به برخی رقابتها ممکن است دیگر مانند گذشته یک مزیت انتخاباتی تلقی نشود و حتی تبدیل به موضوعی علیه نامزد مورد حمایت شود.
نشانه مهمتر: حتی جمهوریخواهان هم درباره برچسب آیپک محتاط شدهاند
یکی از مهمترین تحولات چند روز اخیر در میشیگان رخ داده است. مایک راجرز، نامزد جمهوریخواه انتخابات سنا علیرغم مواضع خود در حمایت از صهونیستها از حمایت علنی آیپک فاصله گرفته است زیرا متحدان او نگران هستند ارتباط آشکار با این گروه در فضای سیاسی فعلی میتواند برای کمپین او هزینه ایجاد کند. گزارش آکسیوس این موضوع را نشانهای از افزایش حساسیت سیاسی نسبت به نقش آیپک توصیف کرده است. این اتفاق از خود پیروزی السید مهمتر است.
اگر یک لابی قدرتمند زمانی برای نامزدها دارایی سیاسی محسوب میشد اما اکنون برخی نامزدها نگران تبدیل شدن آن حمایت به هزینه سیاسی هستند یعنی بازده سیاسی آن لابی در حال تغییر است.
این به معنای کاهش قدرت سازمانی آیپک نیست بلکه به معنای کاهش بخشی از قدرت نمادین و انتخاباتی آن است.
چرا جنبشهای طرفدار فلسطین در حال تبدیل شدن به یک نیروی انتخاباتی هستند؟
یکی از دلایل اصلی این تحول عبور جنبش فلسطین از اعتراض خیابانی به ساختار سیاسی است.
در سالهای گذشته شبکههایی از فعالان، گروههای دانشجویی، اتحادیهها، سازمانهای حقوق مدنی، گروههای ترقیخواه و تشکلهای مسلمان آمریکایی به تدریج تجربه سازماندهی انتخاباتی پیدا کردهاند.
نمونه مهم آن PAC است که اعلام میکند در انتخابات ۲۰۲۴ از بیش از ۵۰۰ نامزد حمایت کرده و ۲۱ نامزد مورد حمایت آن پیروز شدهاند یعنی نرخ موفقیت ۸۹ درصدی در میان نامزدهای مورد تأیید این سازمان.
این شبکه همچنین میگوید در هفت ایالت فعال است و بیش از یک میلیون رأیدهنده را از طریق راهنمای رأی، تماس و فعالیتهای انتخاباتی هدف قرار داده است.
بنابراین تحول اصلی این نیست که مسلمانان رأی میدهند تحول این است که بخشی از این جامعه در حال ایجاد زیرساخت سیاسی، سازمان انتخاباتی، PAC، شبکه تأمین مالی، بسیج رأیدهندگان و تربیت نامزد است.
این همان نقطهای است که یک اقلیت اجتماعی از جامعه رأیدهنده به بازیگر سیاسی تبدیل میشود.
اما جنبش فلسطین دیگر صرفاً جنبش مسلمانان نیست
این نکته برای آینده اهمیت ویژهای دارد اگر مسئله فلسطین صرفاً در چارچوب هویت مسلمانان باقی میماند ظرفیت انتخاباتی آن محدود بود. اما بخشی از جنبش جدید فلسطین در آمریکا توانسته خود را با گفتمانهای بزرگتر مانند:
**عدالت اقتصادی
**مخالفت با جنگ
**اصلاح نظام تأمین مالی انتخابات
**حقوق بشر
**حقوق مدنی
**مخالفت با نفوذ شرکتها و ثروتمندان
**حمایت از اتحادیههای کارگری
**و سیاست خارجی کممداخلهگرانه
پیوند بزند .
در نتیجه فلسطین در حال تبدیل شدن به یکی از مؤلفههای هویت سیاسی جناح ترقیخواه آمریکا است نه صرفاً یک موضوع قومی یا مذهبی.
باید افزود این مسئله برای حزب دموکرات اهمیت مضاعف دارد زیرا بخشی از نسل جوان و رأیدهندگان ترقیخواه، سیاست سنتی حزب در قبال رژیم غاصب صهیونیستی را دیگر بدیهی نمیدانند.
گزارش آسوشیتدپرس نیز از افزایش شکاف در میان دموکراتها بر سر کمک نظامی به رژیم صهیونیستی خبر داده و به رأی ۱۰۳ نماینده دموکرات برای جلوگیری از کمک ۳.۳ میلیارد دلاری به صهیونیست ها اشاره کرده است.
آیپک ضعیف نشده هزینه استفاده از قدرت افزایش یافته است
مهمترین نتیجه تحلیلی اینجاست تعبیر «افول آیپک» اگر به معنای از دست رفتن قدرت مالی و سازمانی باشد، هنوز قابل اثبات نیست.
آیپک همچنان توانایی هزینهکرد دهها میلیون دلار، سازماندهی کمپینهای تبلیغاتی و حمایت از نامزدها را دارد. شکست میشیگان نیز نشان نداد که هزینه تبلیغاتی بیاثر شده است؛ بلکه نشان داد هزینه تبلیغاتی به تنهایی تضمینکننده نتیجه نیست. آنچه تغییر کرده نسبت میان هزینه و بازده سیاسی است.
به عبارت دیگر:
آیپک همچنان پول دارد؛ اما پول آن در برخی رقابتها دیگر همان قدرت تبدیل گذشته به رأی را ندارد.
حتی ممکن است در برخی موارد، حضور آشکار آن باعث شود انتخابات از رقابت میان دو نامزد به همهپرسی درباره نفوذ پول و لابیها تبدیل شود همان اتفاقی که تا حدی در میشیگان رخ داد.
تغییر در حزب دموکرات از حمایت سنتی از اشغالگران صهیونیستی به مناقشه درونحزبی
مناقشه اصلی احتمالاً در آینده داخل حزب دموکرات خواهد بود پیروزی السید و وهاب به این معنا نیست که حزب دموکرات یکباره ضدصهیونیستی شده است. چنین برداشتی با واقعیت سیاسی آمریکا سازگار نیست.
اما یک تحول مهم رخ داده:
حمایت بیچونوچرا از اسرائیل دیگر در میان تمام بخشهای حزب دموکرات اجماع سابق را ندارد.
اکنون درون حزب سه جریان قابل مشاهدهاند:
جریان اول: دموکراتهای سنتی و میانهرو که همچنان روابط راهبردی آمریکا و اسرائیل را حفظ میکنند.
جریان دوم: ترقیخواهانی که خواهان تغییر اساسی در سیاست آمریکا، محدود کردن یا قطع کمک نظامی و فشار بیشتر بر دولت اشغالگر صهیونیستی هستند.
جریان سوم: گروهی میانه این دو که همچنان از اسرائیل حمایت میکنند اما از ادامه سیاستهای جنگی دولت نتانیاهو و هزینه سیاسی آن در آمریکا فاصله گرفتهاند.
این شکاف احتمالاً در انتخابات ۲۰۲۶ پایان نخواهد یافت و میتواند به یکی از محورهای اصلی بازتعریف حزب دموکرات برای انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ تبدیل شود. رویترز نیز پیروزیهای اخیر ترقیخواهان را بخشی از بحث بزرگتر درباره جهت آینده حزب دموکرات دانسته است.
نقطه عطف واقعی مسئله فلسطین در حال تغییر دادن محاسبات انتخاباتی است
اگر روند فعلی ادامه پیدا کند اثر اصلی جنبش طرفدار فلسطین الزاماً انتخاب چند نماینده مسلمان نخواهد بود.
اثر بزرگتر این است که نامزدهای غیرمسلمان نیز ممکن است برای پیروزی در انتخابات مجبور شوند موضع متفاوتی درباره اسرائیل و فلسطین اتخاذ کنند.
یعنی مسئله از: آیا یک نامزد مسلمان میتواند وارد کنگره شود؟ به این سؤال تغییر میکند؟
یک نامزد آمریکایی برای پیروزی در حوزه انتخابیه خود تا چه اندازه میتواند از سیاست سنتی واشنگتن در قبال اسرائیل فاصله بگیرد؟
این تغییر سؤال، بسیار مهمتر از افزایش تعداد نمایندگان مسلمان است.
آغاز پایان یک انحصار، نه پایان یک لابی
تحولات ۲۰۲۶ را بهتر است نه پایان آیپک بلکه آغاز پایان انحصار یک روایت سیاسی دانست.
آیپک هنوز یک بازیگر قدرتمند است اما دیگر تنها بازیگر تعیینکننده در شکلدهی به موضع نامزدها درباره اسرائیل نیست.
در مقابل جنبشهای طرفدار فلسطین در حال ساختن چیزی هستند که پیش از این فاقد آن بودند قدرت انتخاباتی سازمانیافته.
این قدرت از ترکیب چند عامل شکل میگیرد:
رأیدهندگان مسلمان + جوانان ترقیخواه + جنبشهای عدالت اجتماعی + اتحادیههای کارگری + فعالان حقوق بشر + شبکههای انتخاباتی و PACها.
میشیگان نشان داد که این ائتلاف میتواند در برابر دهها میلیون دلار هزینه انتخاباتی مقاومت کند.
کالیفرنیا نشان داد که مداخله مالی سنگین میتواند فاصله یک رقابت را تغییر دهد اما الزاماً نتیجه را تعیین نمیکند.
و واکنش کمپین جمهوریخواه میشیگان نشان داد که حتی حمایت آیپک ممکن است در برخی شرایط از یک مزیت به یک ریسک سیاسی تبدیل شود.
بنابراین اگر بخواهیم روند موجود را در یک جمله خلاصه کنیم:
آمریکا هنوز شاهد افول کامل نفوذ لابی طرفدار رژیم غاصب صهیونیستی نیست بلکه شاهد پایان انحصار آن بر سیاست فلسطین افزایش هزینه سیاسی حمایت بیقیدوشرط از اسرائیل و ظهور یک زیرساخت انتخاباتی جدید در حمایت از فلسطین است.
و شاید مهمترین پیام انتخابات ۲۰۲۶ همین باشد مسئله فلسطین در آمریکا از حاشیه سیاست خارجی به متن رقابت سیاسی داخلی منتقل شده است و هرچه این انتقال عمیقتر شود محاسبات احزاب، نامزدها و لابیهای سیاسی نیز ناگزیر تغییر خواهد کرد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0