تبلیغ صفحه خبر
تاریخ انتشار : دوشنبه 30 شهریور 1405 - 15:49
کد خبر : 450843

گناه يك رهبر چيست!؟

گناه يك رهبر چيست!؟
گناه يك رهبر چيست اگر مردمش فاسد و سپاهيانش خائن و اجتماعش فاقد وجدان اجتماعى باشند؟!.
اينها به حسن بن على به ديده ى يك رهبر شكست خورده نگريسته اند و فراموش كرده اند كه درباره ى علل و موجبات اين شكست – يعنى آنچه آنها شكستش ميخوانند – نيز بررسى بعمل آورند تا بفهمند كه آنچه واقع شد چيزى جز انعكاس وضع مردمى كه حسن بر آنان حكومت ميكرد، نبود سر مستى از باده ى فتوحات و پيروزيهاى جديد با همه ى جلوه هاى زيانبخش اين حالت، آنچنان بر نسلى كه حسن مى خواست بر آن حكومت كند تاخته و آنانرا فاسد ساخته بود كه اميد اصلاح مشكل مينمود و گناه يك رهبر چيست اگر مردمش فاسد و سپاهيانش خائن و اجتماعش فاقد وجدان اجتماعى باشند؟!.(1)فراموش كرده اند كه حسن بن على را با چهره ى يك سياستمدار هشيار و زيرك بنگرند كه روحيات حريف و تمايلات و انگيزه هاى اجتماع و عوامل زمان را بدقت مورد مطالعه و بررسى قرار ميدهد و آنگاه از روى بصيرت و روشن بينى، نقشه اش را طرح ميكند و نتيجه ى آنرا پيش بينى مينمايد، با خط مشى مدبرانه اش، آينده ى ملتى را تضمين مى كند و با نتائج حتمى آن، قبر دشمنان خود را ميكند، گردبادهاى حوادث را ماهرانه رد ميكند و در چهره ى پيامبر صلح با موفقيت تضمين شده و در حاليكه بخاطر اصلاح طلبى اش سر بلند و افراخته گردن است، از ميان كولاك حوادث بيرون مىآيد و آنگاه ميميرد در حاليكه راضى نيست بخاطر او قطره ى خونى ريخته شود.۱- برگرفته از کتاب صلح امام حسن(ع) پرشکوه‌ترین نرمش قهرمانانهٔ تاریخ، نوشته شیخ راضی آل‌یاسین و ترجمه شهید آیت‌الله سید علی خامنه‌ای.

صلحی که شکست نبود

اگر صلح امام حسن(ع) را فقط با معنای معمول واژه «صلح» بسنجیم، ممکن است چنین به نظر برسد که امام در برابر معاویه عقب‌نشینی کرده و شکست را پذیرفته است. اما با نگاه دقیق‌تر به شرایط آن روزگار، چنین برداشتی با واقعیت تاریخی سازگار نیست.مسئله اصلی، انتخاب میان «جنگ» و «تسلیم» نبود. امام حسن(ع) باید میان دو راه تصمیم می‌گرفت؛ ادامه جنگ در شرایطی که سپاه انسجام خود را از دست داده بود، یا انتخاب راهی که امکان حفظ نیروهای وفادار و ادامه مسیر را فراهم کند.صلح امام حسن(ع) در این نگاه، به معنای چشم‌پوشی از آرمان یا تأیید معاویه نبود. بلکه متارکه‌ای موقت برای جلوگیری از یک شکست نابودکننده و حفظ امکان مبارزه در آینده بود.این موضوع زمانی روشن‌تر می‌شود که شرایط سپاه امام حسن(ع) و معاویه را در کنار یکدیگر قرار دهیم.معاویه بر شام حکومت می‌کرد. منطقه‌ای که از انسجام بیشتری برخوردار بود و جامعه آن، برخلاف کوفه، کمتر با اختلافات داخلی و آشفتگی سیاسی روبه‌رو بود. در مقابل، کوفه جامعه‌ای متکثر و ناآرام داشت. مهاجرت‌ها، حضور مخالفان، فعالیت جاسوسان، تطمیع نیروها و اختلافات داخلی، توان تصمیم‌گیری و مقاومت آن را فرسوده کرده بود.از سوی دیگر، مسئله فقط به ساختار نظامی محدود نمی‌شد. جامعه اسلامی پس از گسترش سرزمینی، الزاماً به همان اندازه از نظر عمق فکری و اعتقادی رشد نکرده بود. اسلام به سرزمین‌های تازه‌ای رسیده بود، اما پذیرش ظاهری اسلام در همه جا به معنای شکل‌گیری همان ایمان عمیق و مسئولیت‌پذیری اجتماعی نسل نخست مسلمانان نبود.همین فاصله میان گسترش ظاهری جامعه اسلامی و عمق ایمان و آگاهی سیاسی مردم، یکی از مهم‌ترین مشکلات دوران امیرالمؤمنین(ع) و سپس امام حسن(ع) بود.

جامعه‌ای خسته و سپاهی ازهم‌گسیخته

امام حسن(ع) با سپاهی مواجه بود که تنها مشکلش کمبود تجهیزات یا نیروی انسانی نبود. مشکل اصلی، فرسایش اراده و ایمان سیاسی بود.مردمی که سال‌ها درگیر جنگ شده بودند، از ادامه نبرد خسته بودند. بخشی از جامعه به رفاه و تجمل خو گرفته بود و گروهی نیز منافع شخصی خود را بر مصالح عمومی ترجیح می‌دادند.معاویه نیز از همین شکاف‌ها استفاده می‌کرد. با تطمیع افراد، جذب برخی چهره‌ها، ایجاد شایعه و بهره‌گیری از اختلافات داخلی، پایه‌های سپاه امام را از درون متزلزل می‌کرد.در چنین شرایطی، حتی فرماندهی که باید ستون استواری برای سپاه باشد، خیانت می‌کند و همین خیانت ضربه‌ای سنگین بر روحیه نیروها وارد می‌سازد.پس از آن، شایعه صلح در میان سپاه منتشر می‌شود و دودستگی شدت می‌گیرد.در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر این نبود که آیا امام حسن(ع) شجاعت جنگیدن دارد یا نه. پرسش این بود که آیا ادامه جنگ می‌تواند به هدفی که امام برای آن مبارزه می‌کند منجر شود یا نه؟و این همان نقطه‌ای است که مفهوم واقعی شجاعت در تصمیم امام حسن(ع) آشکار می‌شود.

شجاعت همیشه در میدان جنگ معنا نمی‌شود

گاهی در روایت‌های تاریخی، شجاعت تنها با ایستادن در میدان جنگ و استقبال از شهادت سنجیده می‌شود. اما در این نگاه، شجاعت امام حسن(ع) دقیقاً در جایی آشکار می‌شود که باید تصمیمی بگیرد که ممکن است حتی نزدیک‌ترین یارانش نیز آن را درک نکنند.اگر امام حسن(ع) در شرایطی که پیروزی نظامی ممکن نبود، به جنگ ادامه می‌داد و خود و یاران وفادارش کشته می‌شدند، نتیجه می‌توانست نابودی بخش مهمی از نیروهای مؤمن و در نهایت آسیب جدی به اصل مکتب باشد.از این منظر، صلح یک تصمیم آسان نبود. تصمیمی بود که امام باید هزینه سنگین اجتماعی و حتی تاریخی آن را می‌پذیرفت.او حاضر شد تصویری را که ممکن بود برخی از نزدیکان و آیندگان از او داشته باشند، فدای مصلحتی بزرگ‌تر کند.اینجاست که جمله «گناه یک رهبر چیست؟» معنای عمیق‌تری پیدا می‌کند.رهبر تنها مسئول تصمیم خود نیست. باید شرایط جامعه، میزان آمادگی مردم، توان واقعی نیروها، رفتار دشمن و پیامدهای تصمیم خود را نیز بسنجد. گاهی تصمیمی که در ظاهر عقب‌نشینی دیده می‌شود، می‌تواند تلاشی برای حفظ اصل یک نهضت باشد.

اگر صلح نبود، کربلا هم نبود

اهمیت تاریخی تصمیم امام حسن(ع) تنها در حفظ جان گروهی از یاران خلاصه نمی‌شود.در این تحلیل، صلح امام حسن(ع) بخشی از یک مسیر طولانی مبارزه ائمه(ع) تلقی می‌شود. مسیری که هر امام، متناسب با شرایط زمان خود، در آن نقشی متفاوت ایفا کرد.بر همین اساس، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را نباید دو شخصیت با دو روش متضاد دانست، بلکه باید نقش آنان را در امتداد یک مبارزه تاریخی مشاهده کرد.امام حسن(ع) در شرایطی قرار گرفت که حفظ نیرو و مکتب، نیازمند صلح بود و امام حسین(ع) در شرایطی دیگر قرار گرفت که قیام و ایستادگی، معنای دیگری پیدا کرد.به همین دلیل، می‌توان گفت صلح امام حسن(ع)، مقدمه‌ای برای فهم درست قیام امام حسین(ع) است.اگر امام حسن(ع) در آن شرایط تمام نیروهای مؤمن را از میان می‌برد، زمینه تاریخی حوادث بعدی نیز دگرگون می‌شد. صلح، فرصت داد تا حقیقت رفتار حکومت اموی آشکارتر شود و نسل‌های بعدی بتوانند تفاوت میان حکومت دینی و قدرت سیاسی را بهتر درک کنند.از این منظر، صلح امام حسن(ع) نه پایان مبارزه، بلکه تغییر شکل مبارزه بود.

مسئله، جنگ و صلح نبود؛ مسئله حفظ حقیقت بود

در نهایت، شاید مهم‌ترین نکته این باشد که نباید تاریخ را تنها با ظاهر حوادث خواند.امام حسن(ع) می‌توانست وارد جنگی شود که پایانش شهادت او و یارانش بود. اما مسئله این بود که آیا چنین شهادتی در آن شرایط می‌توانست هدف اصلی او را محقق کند یا نه.گاهی ایستادن، شجاعت است و گاهی کنار کشیدن از یک میدان، شجاعتی بزرگ‌تر می‌خواهد. به‌خصوص وقتی فرد می‌داند تصمیمش ممکن است در کوتاه‌مدت به درستی فهمیده نشود.امام حسن(ع) تصمیمی گرفت که در ظاهر برای برخی شکست بود، اما در منطق این تحلیل، حفظ اسلام و قرآن و امکان ادامه مسیر هدایت را دنبال می‌کرد.شاید به همین دلیل است که بازخوانی صلح امام حسن(ع) بیش از آنکه درباره یک قرارداد تاریخی باشد، درباره مفهوم بصیرت در رهبری، شناخت جامعه، تشخیص زمان و ترجیح مصلحت حقیقت بر محبوبیت شخصی است.(2)و در نهایت، همان پرسش آغازین همچنان باقی است:گناه یک رهبر چیست، اگر مردمش فاسد، سپاهیانش خائن و اجتماعش فاقد وجدان اجتماعی باشند؟شاید پاسخ را باید در زندگی امام حسن(ع) جست‌وجو کرد؛ آنجا که یک رهبر، به جای آنکه برای اثبات شجاعت خود همه چیز را به میدان بفرستد، حاضر می‌شود حتی آبروی تاریخی خویش را هزینه کند تا آنچه از حقیقت باقی مانده، برای نسل‌های آینده محفوظ بماند.
2_ برگرفته از کتاب دو امام مجاهد مشتمل بر شش گفتار از شهید آیت‌الله سید علی خامنه‌ای در سالهای ۵۱ و ۵۲ است که درباره‌ی مبارزات امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) ایراد شده است. دو گفتار اوّل کتاب، شامل دو سخنرانی ایشان در فروردین سال ۵۱ است که در حسینیّه‌ی ارشاد تهران انجام شده است. معظّمٌ‌له در این دو جلسه که به مناسبت ایّام شهادت امام حسن(علیه‌السّلام) در آخر ماه صفر برگزار شده، به جایگاه مهمّ امام حسن(علیه‌السّلام) و چرایی دست کشیدن از جنگ و علل پذیرفتن آتش‌بس پرداخته‌اند.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.