تبلیغ صفحه خبر
تاریخ انتشار : چهارشنبه 8 مهر 1405 - 9:50
کد خبر : 450907

آفریقا؛ فرصت راهبردی ایران برای شکستن حصارها

آفریقا؛ فرصت راهبردی ایران برای شکستن حصارها
آفریقا برای ایران می‌تواند سه کارکرد همزمان داشته باشد بازار، شریک سیاسی و عمق ژئوپلیتیکی.

الوقت- آفریقا دیگر صرفاً قاره‌ای سرشار از منابع طبیعی و بازارهای بکر برای قدرت‌های اقتصادی نیست. این قاره به تدریج در حال تبدیل شدن به یکی از مهم‌ترین میدان‌های رقابت ژئوپلیتیکی قرن بیست‌ویکم است. قاره‌ای با ۵۴ کشور و بیش از یک میلیارد نفر جمعیت منابع عظیم معدنی و انرژی و یکی از جوان‌ترین جمعیت‌های جهان در حال تجربه تغییراتی است که می‌تواند جایگاه آن را در معادلات بین‌المللی دگرگون کند.

در چنین شرایطی حضور ایران در آفریقا را نمی‌توان تنها در چارچوب صادرات کالا یا توسعه روابط دیپلماتیک معمول ارزیابی کرد. برای تهران آفریقا می‌تواند بخشی از راهبرد گسترده‌تری باشد که هدف آن کاهش آثار انزوای اقتصادی و سیاسی، ایجاد بازارهای جدید، توسعه روابط با کشورهای مستقل از غرب و افزایش عمق ژئوپلیتیکی ایران در مسیرهای دریایی منتهی به دریای سرخ و اقیانوس هند باشد.

اهمیت آفریقا

اهمیت این قاره زمانی بیشتر آشکار می‌شود که بدانیم آفریقا بخش قابل توجهی از منابع معدنی راهبردی جهان را در اختیار دارد. طلا کبالت پلاتین کروم اورانیوم و الماس در کنار منابع نفت و گاز کشاورزی و ظرفیت‌های عظیم انرژی‌های تجدیدپذیر آفریقا را به یکی از کانون‌های اصلی اقتصاد آینده جهان تبدیل کرده است.

در کنار منابع طبیعی بازار مصرفی رو به رشد و جمعیت جوان نیز مزیتی است که در بلندمدت اهمیت آن احتمالاً از بسیاری از منابع خام موجود در این قاره بیشتر خواهد شد.

ابعاد و ظرفیت‌های حضور ایران در آفریقا

ایران در سال‌های گذشته در بخش‌هایی از آفریقا حضور خود را توسعه داده است؛ از روابط سیاسی و اقتصادی گرفته تا همکاری‌های دفاعی و فناوری موضوع صادرات تجهیزات نظامی و پهپادی نیز در همین چارچوب قابل بررسی است. گزارش‌هایی درباره استفاده برخی کشورهای آفریقایی از پهپادهای ایرانی، از جمله مهاجر-۶ منتشر شده است. چنین همکاری‌هایی اگرچه به تنهایی به معنای ایجاد یک ائتلاف راهبردی نیست، اما نشان می‌دهد صنایع دفاعی ایران می‌توانند برای برخی کشورهای آفریقایی که با مشکلات امنیتی- تروریسم یا ضعف توان هوایی مواجه‌اند، جذابیت داشته باشند.

باید افزود اهمیت این موضوع برای ایران صرفاً اقتصادی نیست، تجهیزات دفاعی می‌توانند نقطه آغاز همکاری‌های گسترده‌تر، از آموزش و تعمیر و نگهداری گرفته تا همکاری‌های اطلاعاتی امنیت مرزی و انتقال فناوری باشند. در واقع اگر تهران بتواند فروش تجهیزات را به همکاری‌های صنعتی و آموزشی پیوند بزند، رابطه‌ای که در ابتدا صرفاً تجاری است می‌تواند به یک رابطه بلندمدت تبدیل شود.

این نکته حائز اهمیت است جغرافیای آفریقا برای ایران اهمیت دیگری نیز دارد. نگاه به آفریقا از دریچه دریای سرخ خلیج عدن و اقیانوس هند این قاره را از یک بازار اقتصادی به یک متغیر ژئوپلیتیکی تبدیل می‌کند.

شرق آفریقا و شاخ آفریقا در نزدیکی یکی از مهم‌ترین مسیرهای دریایی جهان قرار دارند، مسیری که از دریای سرخ به باب‌المندب و سپس به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل می‌شود.

به همین دلیل هرگونه گسترش روابط ایران با کشورهای شرق آفریقا، یمن، شاخ آفریقا و کشورهای ساحلی اقیانوس هند را باید در یک نقشه بزرگ‌تر مشاهده کرد. این روابط می‌توانند در صورت تداوم و مدیریت صحیح به افزایش عمق راهبردی ایران در محیط پیرامونی خود کمک کنند هرچند نباید درباره میزان این نفوذ اغراق کرد یا هر رابطه اقتصادی و سیاسی را به معنای ایجاد پایگاه یا محور تلقی کرد.

همچنین یکی از مهم‌ترین متغیرهایی که فرصت جدیدی برای ایران ایجاد کرده تغییر در نگرش بخشی از کشورهای آفریقایی نسبت به غرب است.

در سال‌های اخیر در برخی کشورهای آفریقایی به‌ویژه در منطقه ساحل نارضایتی از الگوهای سنتی همکاری با فرانسه و سایر قدرت‌های غربی افزایش یافته است. کودتاهای نظامی در برخی کشورهای منطقه کاهش حضور نظامی فرانسه و افزایش گرایش به سمت روسیه- چین و سایر شرکای غیرغربی نشانه‌ای از همین تغییر محیط است.

با این حال اشتباه خواهد بود اگر این روند را صرفاً یک چرخش به سوی شرق بدانیم. بسیاری از دولت‌های آفریقایی به دنبال جایگزین کردن یک قدرت خارجی با قدرت خارجی دیگر نیستند بلکه می‌خواهند گزینه‌های بیشتری در اختیار داشته باشند. همین مسئله فرصت مهمی برای ایران ایجاد می‌کند.

باید یاداور شد ایران می‌تواند خود را به‌عنوان یکی از گزینه‌های همکاری معرفی کند. کشوری که تجربه طولانی در شرایط تحریم به توسعه صنایع بومی، تولید تجهیزات نظامی با هزینه پایین‌تر و پیشرفت و خودکفایی بالا در حوزه‌هایی مانند کشاورزی دارو انرژی و برخی فناوری‌های جدید مانند نانو دست یافته است. البته استفاده از این فرصت نیازمند آن است که تهران از رویکردهای مقطعی فاصله بگیرد و آفریقا را نه به‌عنوان حیاط خلوت سیاسی یا بازار مصرف صرف، بلکه به‌عنوان مجموعه‌ای متنوع از دولت‌ها با منافع متفاوت ببیند.

آفریقا، عرصه جدید رقابت قدرت‌ها

در سالهای اخیر رقابت بر سر حضور و نفوذ بیشتر در آفریقا در میان قدرت‌های بزرگ جهان و قدرت‌های منطقه‌ای شدت گرفته است، که نشان از اهمیت بالای قاره سیاه در آینده نظم بین‌المللی است.

چین با سرمایه زیرساخت وام و تجارت وارد آفریقا شده است و روسیه بیشتر بر امنیت همکاری نظامی و حضور در کشورهای بحران‌زده تمرکز کرده است. آمریکا همچنان شبکه‌ای از همکاری‌های دفاعی آموزشی و لجستیکی خود را در بخش‌هایی از قاره حفظ کرده و رژیم غاصب صهیونیستی  نیز در حوزه‌هایی مانند کشاورزی، فناوری، امنیت و سلامت روابط خود را گسترش می‌دهد.

بنابراین باید افزود ایران در آفریقا با خلأیی کاملاً خالی مواجه نیست، بلکه وارد بازاری شده که تقریباً همه قدرت‌های مهم جهان برای سهم گرفتن از آن رقابت می‌کنند.

برای نمونه میتوان گفت نیجریه از این منظر قابل توجه است. همکاری‌های پزشکی و ارسال تجهیزات و آمبولانس از سوی رژیم صهیونیستی به این کشور، در کنار تلاش برای توسعه همکاری‌های دفاعی نشان می‌دهد که نفوذ در آفریقا الزاماً از مسیر سلاح و امنیت عبور نمی‌کند سلامت، کشاورزی، فناوری، آب و حتی آموزش می‌توانند ابزارهای مؤثر قدرت نرم باشند.

 این تجربه برای ایران نیز یک پیام روشن دارد اگر تهران بخواهد نفوذ پایدار ایجاد کند نباید ابزار نظامی را جایگزین همه ابزارهای دیپلماسی کند.

همین مسئله درباره آمریکا نیز صدق می‌کند. ادامه همکاری‌های دفاعی واشنگتن با کشورهایی مانند بوتسوانا نشان می‌دهد که ایالات متحده برخلاف برخی برداشت‌ها آفریقا را به‌طور کامل رها نکرده است. حتی در مناطقی که حضور مستقیم آمریکا کاهش یافته، شبکه‌های آموزشی تسلیحاتی و لجستیکی همچنان می‌توانند نفوذ واشنگتن را حفظ کنند.

روسیه نیز در نقطه مقابل به‌ویژه در منطقه ساحل تلاش کرده است از نیاز دولت‌های نظامی و شکننده به امنیت استفاده کند. گزارش‌ها درباره مشارکت نیروهای موسوم به سپاه آفریقا در حمایت از دولت نیجر در جریان یک ناآرامی مسلحانه نمونه‌ای از تغییر ماهیت همکاری امنیتی مسکو با برخی دولت‌های آفریقایی است. این روند نشان می‌دهد که رقابت در آفریقا دیگر فقط رقابت بر سر بازارها نیست امنیت و بقای رژیم‌های سیاسی نیز به بخشی از این رقابت تبدیل شده است.

راهکارهای توسعه نفوذ و حضور ایران در آفریقا

در ادامه باید افزود برای ایران این شرایط هم فرصت است و هم تهدید. فرصت از این جهت که تعدد بازیگران به کشورهای آفریقایی امکان می‌دهد شرکای خود را متنوع کنند و ایران نیز می‌تواند بخشی از این سبد باشد. تهدید نیز از آن جهت که تهران برای دستیابی به جایگاه مؤثر باید با قدرت‌هایی رقابت کند که منابع مالی سرمایه‌گذاری و ظرفیت دیپلماتیک بسیار بزرگ‌تری دارند.

از این رو شاید مهم‌ترین مزیت ایران در آفریقا نه حجم سرمایه بلکه توانایی ارائه همکاری‌های کم‌هزینه و متناسب با نیاز کشورهای آفریقایی باشد. پهپاد، تجهیزات دفاعی، دارو، خدمات فنی، ماشین‌آلات، فناوری کشاورزی و تجربه مقابله با تحریم‌ها می‌توانند حوزه‌هایی باشند که ایران در آنها مزیت نسبی دارد.

اما باید یادآور شد این مزیت تنها زمانی به نفوذ پایدار تبدیل می‌شود که با تجارت واقعی همراه باشد تجربه بسیاری از روابط خارجی ایران نشان داده است که اعلام توافق‌های بزرگ لزوماً به معنای تحقق آنها نیست؛ آفریقا نیز از این قاعده مستثنی نیست. اگر روابط سیاسی نتواند به افزایش تجارت، سرمایه‌گذاری مشترک، ایجاد خطوط حمل‌ونقل، تسهیل بانکی و حضور بخش خصوصی منجر شود احتمالاً اثر آن محدود و کوتاه‌مدت خواهد بود.

در همین زمینه اتحادیه آفریقا اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. سیاست آفریقایی ایران اگر قرار باشد از سطح روابط دوجانبه فراتر برود باید درک درستی از ساختارهای قاره‌ای داشته باشد. آفریقا مجموعه‌ای از ۵۴ کشور با منافع نظام‌های سیاسی و جهت‌گیری‌های متفاوت است و نمی‌توان برای همه آنها یک نسخه واحد تجویز کرد. همکاری با نهادها و مجامع بین آفریقایی، در کنار توسعه روابط دوجانبه با کشورها می‌تواند به تهران امکان دهد تصویر خود را از یک بازیگر صرفاً امنیتی به یک شریک سیاسی و اقتصادی ارتقا دهد.

در این میان جنوب آفریقا نیز نباید از محاسبات ایران حذف شود. حرکت از شمال آفریقا به شرق غرب و جنوب قاره و رسیدن به حوزه اقیانوس هند اگر با یک برنامه بلندمدت همراه شود می‌تواند تصویری متفاوت از سیاست آفریقایی ایران ایجاد کند. هدف چنین سیاستی الزاماً ایجاد حضور نظامی نیست بلکه ایجاد شبکه‌ای از روابط اقتصادی، سیاسی، فناوری -امنیتی است که در شرایط بحران بتواند برای ایران عمق بیشتری ایجاد کند.

از سوی دیگر باید نسبت به یک خطای راهبردی نیز هشدار داد. آفریقا را نباید صرفاً از منظر تقابل ایران و غرب دید. کشورهای آفریقایی بازیگران مستقلی هستند و بسیاری از آنها حاضر نیستند روابط خود را با آمریکا یا اروپا به دلیل نزدیکی با ایران قطع کنند؛ حتی کشورهایی که از سیاست‌های غرب ناراضی هستند ممکن است همزمان با چین، روسیه، آمریکا، اروپا، ترکیه، هند و ایران همکاری کنند.

بنابراین موفقیت سیاست آفریقایی ایران بیش از آنکه به شعارهای ضدغربی وابسته باشد به توانایی تهران در ارائه یک پیشنهاد همکاری جذاب و قابل اجرا بستگی دارد.

در پایان باید اشاره داشت آفریقا برای ایران می‌تواند سه کارکرد همزمان داشته باشد بازار، شریک سیاسی و عمق ژئوپلیتیکی.

بازار به معنای دسترسی به جمعیت و اقتصاد رو به رشد قاره است شریک سیاسی به معنای افزایش تعداد کشورهایی است که تهران می‌تواند با آنها روابط مستقل از فشارهای غربی داشته باشد و عمق ژئوپلیتیکی نیز به معنای گسترش شبکه ارتباطی ایران در امتداد دریای سرخ خلیج عدن و اقیانوس هند است.

اما تحقق این سه هدف نیازمند تغییر نگاه است؛ ایران اگر آفریقا را فقط محل فروش کالا یا تجهیزات ببیند در رقابت با چین، ترکیه، هند و سایر بازیگران عقب خواهد ماند و اگر آن را صرفاً میدان رقابت امنیتی با آمریکا و رژیم اشغالگرصهیونیستی بداند نیز بخش بزرگی از ظرفیت‌های اقتصادی و اجتماعی آن را از دست خواهد داد.

راهبرد مؤثرتر می‌تواند ترکیبی از قدرت نرم و سخت تجارت و فناوری دیپلماسی رسمی و بخش خصوصی و روابط دوجانبه و قاره‌ای باشد. در چنین مدلی همکاری دفاعی، تنها یکی از ابزارهاست نه تمام راهبرد.

از این منظر مسئله اصلی برای تهران فتح آفریقا نیست بلکه ساختن جایگاهی پایدار در آفریقای در حال ظهور است. قاره‌ای که امروز محل رقابت چین، روسیه، آمریکا، اروپا، هند، ترکیه و اسرائیل است در دهه‌های آینده احتمالاً یکی از مهم‌ترین مراکز رشد اقتصادی و جمعیتی جهان خواهد بود.

همچنین باید افزود اگر ایران بتواند پیش از تثبیت کامل آرایش جدید قدرت‌ها روابط خود را با کشورهای آفریقایی از توافق‌های مقطعی به شبکه‌ای از منافع متقابل تبدیل کند، آفریقا می‌تواند از یک حوزه پیرامونی سیاست خارجی ایران به یکی از پایه‌های تنوع‌بخشی به روابط خارجی کشور تبدیل شود.

در این صورت ارزش راهبردی آفریقا برای ایران نه در تعداد پهپادهای فروخته‌شده یا تعداد توافق‌های امضاشده، بلکه در شکل‌گیری شبکه‌ای از روابط اقتصادی، سیاسی، نظامی- امنیتی و فرهنگی خواهد بود که بتواند بخشی از فشار ناشی از انزوای خارجی را خنثی کند و همزمان حضور ایران را در یکی از مهم‌ترین میدان‌های رقابت قدرت‌های جهانی تثبیت نماید.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.