آیا «شاه» از بیماری روانی رنج میبرد؟

ویژگیهای شخصیتی و روانشناختی محمدرضا شاه از نگاه نویسنده کتاب «شکست شاهانه»
ماروین زونیس در کتاب «شکست شاهانه» تلاش میکند سقوط محمدرضا شاه را فقط با عوامل سیاسی و اجتماعی توضیح ندهد، بلکه به شخصیت و دنیای روانی او نیز توجه کند. از نگاه زونیس، برای فهم رفتار شاه در سالهای پایانی حکومتش باید به مجموعهای از ویژگیهای شخصیتی، نیازهای روانی و وابستگیهای او توجه کرد.
یکی از مهمترین ویژگیهایی که زونیس بر آن تأکید دارد، نیاز شاه به حمایت و تأیید بیرونی است. زونیس معتقد است شاه در بخشهایی از زندگی خود برای به دست آوردن احساس امنیت و اطمینان به افراد و منابع بیرونی تکیه داشت؛ از جمله خواهرش اشرف، ارنست پرون و اسدالله علم و در سطح سیاسی، حمایت ایالات متحده. این وابستگیها از نظر زونیس فقط روابط سیاسی یا دوستانه نبودند، بلکه برای شاه کارکرد روانی هم داشتند.در کنار این مسئله، زونیس به اعتمادبهنفس متزلزل شاه توجه میکند.
تصویری که از شاه در سالهای قدرت ساخته شده بود، تصویر یک پادشاه مقتدر و تصمیمگیر بود، اما در تحلیل زونیس، این ظاهر قدرتمند همیشه با احساس امنیت درونی یکسان نبود. به همین دلیل، در شرایط بحرانی که حمایتهای همیشگی دچار تزلزل شدند، مشکلات شخصیتی شاه بیشتر آشکار شد.
ویژگی دیگر، خودبزرگبینی و تصور ویژه بودن است. زونیس در تحلیل خود به علاقه شاه به عظمت، شکوه، ارتفاع و نمادهای قدرت توجه زیادی دارد و حتی از مفاهیمی مانند خودشیفتگی و «کمپلکس ایکاروس» استفاده میکند. البته این بخش از تحلیل کتاب بیشتر جنبه روانکاوانه و تفسیری دارد و نباید آن را با تشخیص پزشکی یک اختلال روانی اشتباه گرفت.
از سوی دیگر، زونیس شاه را فردی کاملاً بیاراده یا فاقد قدرت تصمیمگیری نمیداند. مسئله اصلی از نگاه او این است که رفتار شاه در دورههای مختلف تغییر میکند. در دورههایی که احساس امنیت و حمایت داشت، میتوانست تصمیمهای بسیار قاطعانه بگیرد؛ اما هنگامی که این پشتوانهها متزلزل شدند، بهخصوص در سالهای منتهی به انقلاب، تردید و ناتوانی در تصمیمگیری بیشتر شد.یکی از نکات مهم کتاب، رابطه شاه با آمریکا و رئیسجمهور ایالات متحده است.
زونیس معتقد است شاه به دلیل تجربه تاریخی خود به این باور رسیده بود که سرنوشت حکومت ایران تا حد زیادی به حمایت آمریکا وابسته است. بنابراین وقتی سیاست دولت کارتر درباره حقوق بشر و نحوه برخورد با حکومت ایران تغییر کرد، شاه با وضعیتی روبهرو شد که برایش بسیار دشوار بود. او نمیدانست تا چه اندازه میتواند روی حمایت آمریکا حساب کند و همین تردید، به اعتقاد زونیس، بر تصمیمهای او در دوران بحران اثر گذاشت.
در نهایت، تصویری که زونیس ارائه میدهد، تصویر شخصیتی متناقض است: شاه از یک طرف قدرت سیاسی بسیار زیادی در اختیار داشت و در بخش بزرگی از دوران حکومتش تصمیمهای مهم و قاطعانه گرفت، اما از طرف دیگر برای حفظ احساس امنیت روانی خود به حمایت اشخاص و قدرتهای بیرونی نیاز داشت. از دید زونیس، زمانی که این منابع اطمینان در سالهای پایانی حکومت از بین رفتند یا مورد تردید قرار گرفتند، شاه با بحران عمیقتری مواجه شد و توانایی او برای واکنش قاطعانه به بحران سیاسی کاهش یافت.
البته این نکته را هم باید در نظر داشت که تحلیل زونیس یک روایت روانشناختی از یک شخصیت تاریخی است، نه یک تشخیص روانپزشکی. برخی منتقدان نیز نسبت به تکیه زیاد او بر مفاهیم روانکاوانه و نتیجهگیری درباره ویژگیهای درونی شاه تردید داشتهاند و معتقدند بخشی از این برداشتها بهطور قطعی قابل اثبات یا رد نیستند.
در مجموع، «شکست شاهانه» شاه را شخصیتی میبیند که پشت ظاهر قدرتمند و جایگاه سلطنتی خود، با نیاز به تأیید، وابستگی به منابع بیرونیِ امنیت، گرایش به عظمت و در مقاطع بحرانی با تردید و ناتوانی در تصمیمگیری روبهرو بود. زونیس معتقد است همین ویژگیها زمانی اهمیت تاریخی پیدا کردند که نظام سیاسی شاه وارد شدیدترین بحران خود شد.
در مرقومه بالا تلاش شد بدون هیچگونه غرضورزی یکی از منابع مکتوبی که درباره ویژگیهای شخصیتی محمدرضا پهلوی نگاشته شده و در تحلیلهای مختلف مورد استناد قرار گرفته است بررسی شود تا خلاصه ای مطالب مطرحشده در این کتاب، بدون اغماض و دخلوتصرف در اختیار مخاطب قرار گیرد.
ارادتمند عباس بخشی
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0