تبلیغ صفحه خبر
تاریخ انتشار : شنبه 18 مهر 1405 - 8:43
کد خبر : 451012

تئاتر باید بخنداند یا به گریه بیندازد؟

تئاتر باید بخنداند یا به گریه بیندازد؟
اگر تئاتر قرار است مخاطبش را بخنداند یا به گریه بیندازد پس این نمایش کار خودش را درست انجام داده است. مگر نه اینکه موفقیت یک اثر را باید در اثری که بر دل مخاطب می‌گذارد جست‌وجو کرد؟

برای من که در یک دهه پیش نمایش‌هایی مثل «الیور توئیست»، «ریچارد»، «شاخ نبات»، «باغ آلبالو»، «سقراط»، «ایلیا»، «غبار» و «او جان من است» را با آن همه بازیگر و روی صحنه‌های مهمی مثل تئاتر شهر و تالار وحدت دیده‌ام و از نزدیک بالا و پایین سالن‌های نمایش را تجربه کرده‌ام، شاید فکرش را هم نمی‌کردم یک روز در سالن کوچکی بنشینم و با تماشای نمایشی که پنج نوجوان صحنه‌گردانش هستند این‌طور اشک بریزم.

راستش را بخواهید از همان اولین دیالوگ که بوی یک اعتراض روشنفکرانه می‌داد اشکم جاری شد. هرچه قصه جلوتر رفت و به نقطه‌های اوجش رسیدیم بغضم سنگین‌تر شد. وقتی روایت به جنایت میناب و شهادت آقا رسید دیگر نتوانستم جلوی اشک‌هایم را بگیرم.

مگر یک تئاتر چقدر می‌تواند روی آدم تأثیر بگذارد؟ امشب فهمیدم گاهی یک نمایش با ساده‌ترین میزانسن‌ها و بی‌ادعاترین اجراها می‌تواند کاری با دل آدم بکند که شاید از عهده پرهزینه‌ترین اجراها هم برنیاید.

حتی وقتی در پایان نمایش نویسنده و کارگردان از رفیقش گفت و بغض کرد من هم با بغضش شکستم. نه یک گریه معمولی. مثل باران اشک می‌ریختم. شانس آوردم کسی دوروبرم نبود وگرنه حتماً با تعجب می‌پرسید این دیگه چرا گریه می‌کنه؟ نمایش که تمام شده!

امشب پای نمایشی نشسته بودم که پنج نوجوان روی صحنه جانش بخشیده بودند. اما مگر برای روضه گوش دادن مداح هشتادساله و نوجوان چندساله فرقی دارد؟ مگر اشک و دلتنگی سن و سال می‌شناسد؟ گاهی حرفی که از دل یک نوجوان بیرون می‌آید درست به همان جایی می‌رسد که سال‌هاست در دل آدم درد می‌کند.

وقتی هر قصه رئالی که از جنگ اخیر روایت می‌شود برای من تصویری سوررئال می‌سازد دیگر چه می‌توانم بگویم جز اینکه در برابر عوامل این نمایش سر تعظیم فرود می‌آورم؟ این چند خط هم ادای احترام کوچکی است به قصه‌ای که روی صحنه رفت اما ردش تا مدت‌ها در دل من می‌ماند.

آخه ما هنوز برای آقای شهید آن‌طور که دلمان می‌خواهد سیر گریه نکرده‌ایم.

تئاتر «زنگ آخر» بهانه‌ای شد تا بتوانیم کمی برای آقا گریه کنیم.

اگر تئاتر قرار است مخاطبش را بخنداند یا به گریه بیندازد پس این نمایش کار خودش را درست انجام داده است. مگر نه اینکه موفقیت یک اثر را باید در اثری که بر دل مخاطب می‌گذارد جست‌وجو کرد؟

این موفقیت را به نوجوان‌های آکادمی بازیگری روا و کارگردان عزیزشان پویان مقصودی فرد تبریک می‌گویم. به همه آن‌هایی که ثابت کردند برای تأثیر گذاشتن بر دل آدم‌ها نه لزوماً به صحنه‌ای بزرگ نیاز است نه به لشکری از بازیگران. گاهی چند نوجوان و یک روایت صادقانه کافی است تا اشک از چشم تماشاگری جاری شود که سال‌هاست رو به صحنه‌های بزرگ تئاتر نشسته است.

و در آخر…

به امید روزی که نمایشی ببینیم که از ته دل بخندیم. نمایشی سرشار از خنده به شکست و ذلت صهیونیست‌ها و دشمنان ایران.
عباس بخشی

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.