آن روزها/ خاطره جانباز سرافراز مهدی مهدوی نسب
صبح روز ۱۶ خرداد به نزدیکای مصلای تهران که آنموقع کوه و دشت بود رسیدیم از اتوبوسها پياده شدیم و در بین جمعیتی انبوه قرار گرفتيم و من تا به مصلی برسم نماز میت تمام شده بود با مردمی که گریه کنان و عزادار به سمت بهشت زهرا در حرکت بودند رفتم و رفتم و
صبح روز ۱۶ خرداد به نزدیکای مصلای تهران که آنموقع کوه و دشت بود رسیدیم از اتوبوسها پياده شدیم و در بین جمعیتی انبوه قرار گرفتيم و من تا به مصلی برسم نماز میت تمام شده بود با مردمی که گریه کنان و عزادار به سمت بهشت زهرا در حرکت بودند رفتم و رفتم و رفتم و تا غروب به بهشت زهرا رسیدم …
به گزارش سادس ، مهدی مهدوی نسب جانباز سرافراز دفاع مقدس خاطرات خود را از روزهای رحلت امام و روز تشییع جنازه رهبر کبیر انقلاب اسلامی در روز ۱۶ خرداد بازگو می کند: صبح روز ۱۴ خرداد سال ۱۳۶۸ است من در شهرستان سقز هستم حدود دوهفته قبل خواب دیدم چند نفر که امام را دوست دارند شکم امام را جراحی کردهاند و بعد از بریدن شکم امام نمیتوانند آنرا بدوزند
رادیو روشن است ساعت ۷ صبح مجری اخبار با گریه از فوت امام (رضوان الله تعالی علیه) خبر میدهد از جا بر میخیزم گریه کنان به خیابان میآیم در بین راه پاکبان شهرداری از علت ناراحتیم میپرسد وقتی میفهمد امام برحمت خدا رفته با دو دستش بر سرش میزند و من به فرمانداری میروم گفته میشود بزرگان شهر سقز در مسجد جامع (محل اقامه نماز جمعه) هستند به آنجا میروم آنجا تصمیم گرفته میشود تعدادی اتوبوس برای عزیمت داوطلبین و شرکت در تشییع پیکر امام به تهران تهیه شود
مراسم عزاداری بصورت خودجوش در همه محلهها و مساجد سقز که اهل تسنن هستند برقرار است و پلاکاردها و پارچههای مشکی بر سر در مغازهها برافراشته شده و این فضا بیتفاوتی عدهای از مردم شهر را در محاق برده است.
روز ۱۵ خرداد پس از سوار شدن به اتوبوسها که تعداد آنها یادم نیست به سمت تهران حرکت کردیم در بین راه از رادیو کوچکی که داشتم و هدفون داشت وصیتنامه امام را گوش کردم (برای اینکه آنتن بده رادیو را از پنجره اتوبوس به بیرون آویزان کرده بودم).
صبح روز ۱۶ خرداد به نزدیکای مصلای تهران که آنموقع کوه و دشت بود رسیدیم از اتوبوسها پياده شدیم و در بین جمعیتی انبوه قرار گرفتيم و من تا به مصلی برسم نماز میت تمام شده بود با مردمی که گریه کنان و عزادار به سمت بهشت زهرا در حرکت بودند رفتم و رفتم و رفتم و تا غروب به بهشت زهرا رسیدم …
آن تشییع جنازه در کتاب گینس بعنوان بزرگترین تشییع جنازه تاریخ ثبت گردید
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0