تبلیغ صفحه خبر
تاریخ انتشار : شنبه ۶ تیر ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۷
کد خبر : 450330

مجتبی علیان پژوهشگر تحولات بین الملل؛

مرز باریک میدان و دیپلماسی؛ چگونه پیروزی نظامی می‌تواند در میز مذاکره واگذار شود؟

مرز باریک میدان و دیپلماسی؛ چگونه پیروزی نظامی می‌تواند در میز مذاکره واگذار شود؟
اطلاعات میدانی در هرگونه تقابل احتمالی نشان‌دهنده افزایش توان بازدارندگی ایران در حوزه‌های موشکی، دریایی و کنترل گلوگاه‌های حیاتی انرژی، به‌ویژه تنگه هرمز است. این مزیت ژئوپلیتیکی، به‌عنوان یک اهرم فشار راهبردی، می‌تواند معادلات قدرت را در سطح منطقه‌ای و حتی جهانی تحت تأثیر قرار دهد.

مجتبی علیان پژوهشگر تحولات بین الملل و عضو ارشد مرکز مطالعات رسانه ای رویکرد؛ 

درک تفاوت میان «دستاورد میدانی» و «نتیجه دیپلماتیک» امروز به یکی از حساس‌ترین موضوعات افکار عمومی تبدیل شده است. تجربه جنگ‌های گذشته آمریکا در ویتنام، افغانستان و عراق نشان می‌دهد که ایالات متحده آمریکا ممکن است در عرصه سیاسی با چالش و حتی شکست مواجه شود، اما این به‌معنای فروپاشی کامل توان نظامی آن نیست. با این حال، در سناریوی تقابل با ایران، تحلیل‌گران بر این باورند که معادله می‌تواند متفاوت باشد؛ جایی که موازنه میدانی، نقش تعیین‌کننده‌تری در شکل‌دهی به نتیجه نهایی ایفا می‌کند.

باید افزود اطلاعات میدانی در هرگونه تقابل احتمالی نشان‌دهنده افزایش توان بازدارندگی ایران در حوزه‌های موشکی، دریایی و کنترل گلوگاه‌های حیاتی انرژی، به‌ویژه تنگه هرمز است. این مزیت ژئوپلیتیکی، به‌عنوان یک اهرم فشار راهبردی، می‌تواند معادلات قدرت را در سطح منطقه‌ای و حتی جهانی تحت تأثیر قرار دهد.

حال در چنین شرایطی، هرگونه تغییر در وضعیت این اهرم—به‌ویژه در قالب توافقات دیپلماتیک—باید با دقت و حساسیت بالایی مورد بررسی قرار گیرد.

این نکته حائزاهمیت است نگرانی اصلی از آنجا ناشی می‌شود که دستاوردهای میدانی، که با هزینه‌های سنگین امنیتی و انسانی به دست آمده‌اند، ممکن است در فرآیند مذاکرات دچار تعدیل یا حتی واگذاری شوند. برای مثال، اگر در چارچوب یک توافق، محدودیت‌هایی بر نقش ایران در تنگه هرمز اعمال شود یا امتیازاتی در حوزه عبور و مرور دریایی داده شود، این امر می‌تواند به‌عنوان بازتعریف موازنه به نفع طرف مقابل تلقی گردد؛ حتی اگر در ظاهر، توافقی برد-برد معرفی شود.

همچنین باید افزود از منظر دیپلماسی، مذاکره ذاتاً عرصه بده‌بستان است، اما در شرایطی که یک طرف از موقعیت برتر میدانی برخوردار است، نوع امتیازدهی اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. به‌عبارت دیگر، چالش اصلی نه اصل مذاکره، بلکه نحوه تبدیل قدرت میدانی به دستاورد پایدار سیاسی است.

در همین چارچوب، حساسیت افکار عمومی نسبت به روند مذاکرات قابل درک است. جامعه‌ای که هزینه‌های یک تقابل را لمس کرده، به‌دنبال تضمین این است که نتایج آن در سطوح کلان سیاسی حفظ شود و دچار استحاله نشود.

این نگرانی، اگرچه ممکن است در برخی موارد با اغراق همراه باشد، اما ریشه در یک دغدغه واقعی دارد: اینکه مبادا پیروزی‌های سخت‌افزاری، در فرآیندهای نرم دیپلماتیک به‌تدریج کمرنگ شوند.

در نهایت، موفقیت هر راهبرد ملی در چنین شرایطی، وابسته به ایجاد توازن میان میدان و دیپلماسی است؛ توازنی که نه به تقابل این دو، بلکه به هم‌افزایی آن‌ها منجر شود.

هنر سیاست‌گذاری در اینجاست که بتوان از دستاوردهای میدانی، به‌عنوان پشتوانه‌ای برای تثبیت منافع در میز مذاکره استفاده کرد، نه اینکه این دستاوردها به نقطه آغاز امتیازدهی تبدیل شوند.

@httpstmebedonmarz_original

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.